اختصاصی بانگ خبر، در ادبیات حقوقی و اجتماعی، کودک بیسرپرست و بد سرپرست تفاوت هایی با هم دارند، کودک بیسرپرست به کودکی گفته میشود که به دلایل مختلف، از جمله فوت والدین یا ناشناخته بودن آنان، ازحمایت خانواده خود محروم شده است. در مقابل، کودک بدسرپرست دارای والد یا سرپرست قانونی است، اما به دلیل اعتیاد، خشونت، بیماریهای شدید، محکومیتهای طولانیمدت، کودکآزاری یا ناتوانی درانجام مسئولیتها، امکان ادامه زندگی ایمن در کنار خانواده را ندارد.
در چنین شرایطی، پس از بررسیهای قضایی و کارشناسی، ممکن است کودک به طور موقت یا دائم تحت حمایت سازمان بهزیستی قرار گیرد. هدف اصلی این فرآیند، حفظ امنیت و منافع عالیه کودک است. حال باید گفت نقش سازمان های حامی مانند سازمان بهزیستی چیست؟
سازمان بهزیستی یکی از مهمترین نهادهای حمایتی کشور در حوزه کودکان بیسرپرست و بدسرپرست به شمار میرود. این سازمان علاوه بر نگهداری کودکان در مراکز شبانهروزی، تلاش میکند با توسعه خانوادههای جایگزین، فرزندخواندگی و خدمات تخصصی، شرایط بهتری را برای رشد آنان فراهم کند.
خدمات ارایه شده تنها به تامین خوراک و محل زندگی محدود نمیشود بلکه آموزش، خدمات درمانی، مشاوره روانشناختی، حمایت تحصیلی، آموزش مهارتهای زندگی و توانمندسازی اجتماعی از جمله برنامههایی است که برای آمادهسازی این کودکان جهت ورود به زندگی مستقل دنبال میشود.
سیدجواد حسینی، معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و رئیس سازمان بهزیستی کشور، با تاکید بر سیاستهای این سازمان در حوزه حمایت از کودکان گفته است: «حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست اولویت ما است.» او این سخنان را در جریان بازدید از یکی از مراکز نگهداری کودکان مطرح کرد و بر تقویت روند مراقبت و واگذاری کودکان واجد شرایط به خانوادههای متقاضی فرزندخواندگی تأکید داشت.
کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی تأکید میکنند که هدف نهایی، فراهم کردن شرایطی است که کودک تا حد امکان در محیط خانواده رشد کند، زیرا هیچ مرکز نگهداری نمیتواند جایگزین کامل نقش خانواده باشد.
چالشهایی فراتر از تامین نیازهای اولیه
اگرچه طی سالهای گذشته خدمات حمایتی توسعه یافته است، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند چالش اصلی این کودکان تنها تامین نیازهای مادی نیست.
احساس تعلق، امنیت عاطفی، اعتماد به نفس، روابط اجتماعی و پذیرش در جامعه، از مهمترین نیازهایی است که بر آینده آنان تاثیر میگذارد. کودکانی که تجربه خشونت، بیتوجهی یا از دست دادن والدین را پشت سر گذاشتهاند، بیش از دیگران به خدمات تخصصی روانشناسی و حمایتهای اجتماعی نیاز دارند.
موضوع دیگری که همواره مورد توجه فعالان اجتماعی قرار گرفته، دوران خروج از مراکز نگهداری است. بسیاری از این نوجوانان پس از رسیدن به سن استقلال، وارد مرحلهای میشوند که یافتن شغل، تامین مسکن، ادامه تحصیل و ایجاد یک زندگی مستقل، به حمایت مستمر نیاز دارد که گفته می شود سازمان بهزیستی پس از مستقل شدن فرزندان همچنان به عنوان حامی اصلی آنها را همراهی می کنند.
فرزندخواندگی؛ فرصتی برای آغاز دوباره
یکی از راهکارهای پیشبینیشده در قوانین ایران، واگذاری کودکان واجد شرایط به خانوادههای متقاضی فرزندخواندگی است.
این فرآیند با نظارت مراجع قضایی و سازمان بهزیستی انجام میشود و متقاضیان باید شرایط قانونی، مالی، اخلاقی و روانی لازم را داشته باشند. هدف از این سازوکار، فراهم کردن محیطی امن و پایدار برای رشد کودک در فضای خانواده است.
کارشناسان معتقدند هرچه فرآیندهای قانونی با حفظ دقت، شفافیت و سرعت بیشتری انجام شود، احتمال بازگشت کودک به زندگی خانوادگی و تجربه یک محیط عاطفی سالم افزایش مییابد.
رئیس سازمان بهزیستی همچنین با اشاره به سیاست خانوادهمحوری این سازمان گفته است: «تمام تلاش ما این است که کودکان را به خانواده زیستی خود بازگردانیم.» به گفته او، سالانه حدود شش هزار کودک بیسرپرست و بدسرپرست وارد چرخه خدمات بهزیستی میشوند و در سالهای اخیر هزاران کودک نیز به خانوادههای زیستی، بستگان یا خانوادههای دارای شرایط فرزندخواندگی سپرده شدهاند. این رویکرد نشان میدهد که نگهداری در مراکز، آخرین گزینه است و اولویت با زندگی کودک در محیط خانواده است.
مسئولیتی که تنها بر عهده بهزیستی نیست
حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست، صرفاً وظیفه یک سازمان نیست. موفقیت این فرآیند به همکاری دستگاههای مختلف، از جمله نظام آموزشی، نظام سلامت، قوه قضائیه، سازمانهای مردمنهاد، خیرین و رسانهها وابسته است.
رسانهها میتوانند با افزایش آگاهی عمومی، اصلاح نگاه جامعه نسبت به این کودکان و معرفی ظرفیتهای قانونی فرزندخواندگی، نقش مهمی در کاهش آسیبهای اجتماعی ایفا کنند.
در مقابل، نگاه ترحمآمیز یا برچسبزدن به این کودکان، میتواند روند بازگشت آنان به زندگی عادی را دشوارتر کند.
آیندهای که به تصمیم امروز وابسته است
سرنوشت کودکان بیسرپرست و بدسرپرست تنها به سالهای حضور آنان در مراکز حمایتی محدود نمیشود. کیفیت آموزش، سلامت روان، مهارتآموزی، اشتغال و حمایت اجتماعی، عواملی هستند که آینده این کودکان را رقم میزنند.
تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که سرمایهگذاری در حمایت از کودکان آسیبپذیر، نه تنها یک مسئولیت انسانی، بلکه اقدامی مؤثر برای کاهش آسیبهای اجتماعی، افزایش سرمایه انسانی و توسعه پایدار محسوب میشود.
نتیجه اینکه:
کودکان بیسرپرست و بدسرپرست، پیش از هر عنوان و تعریفی، کودک هستند؛ کودکانی که حق دارند در محیطی امن، همراه با آموزش، محبت و فرصت برابر برای رشد زندگی کنند. سازمان بهزیستی در سالهای گذشته گامهای مهمی در حمایت از این گروه برداشته است، اما تحقق آیندهای بهتر برای آنان، نیازمند همکاری همه بخشهای جامعه است.
توجه به حقوق کودک، توسعه خدمات حمایتی، تسهیل فرزندخواندگی، مانند (سن والدین خواهان نوزادان را سختگیری نکنند) حمایت از خانوادههای جایگزین و توانمندسازی نوجوانان در آستانه استقلال، میتواند مسیر زندگی هزاران کودک را تغییر دهد. آینده این کودکان، تنها به تصمیم نهادهای مسئول وابسته نیست؛ بلکه به میزان مسئولیتپذیری جامعه نیز گره خورده است.
گزارش از: لیلا الیاسی

