بانگخبر، یادداشت؛ رهبر شهید از همان آغاز، بر این اصلِ صلب تأکید داشتند که اقتدارِ پایدار، میوهٔ درختِ «رضایت و مشارکت عمومی» است. این نگاه، نه یک توصیه اخلاقی، که یک «نظریه حکمرانی» است؛ الگویی که در آن، جمهوری اسلامی نه «دینِ بیمردم» است و نه «مردمسالاریِ بیریشه»، بلکه ساحتِ درهمتنیدگیِ اراده ملت و ارزشهای وحیانی است.
تمایزِ بنیادینِ هندسه فکری ایشان در پیوندِ ناگسستنیِ «مشروعیت» و «قدرت» تجلی مییابد. در حالی که بسیاری از نظریههای سیاسی، حقانیت حکومت را از تواناییِ اعمالِ حاکمیت جدا میدانند، در منطقِ رهبر شهید، این دو در نقطهای واحد به نام «مردم» تلاقی میکنند. همان ارادهای که به نظام مشروعیت میبخشد، منشأ اصلی اقتدارِ ملی نیز به شمار میرود. از این رو، هر لرزهای بر پیکرهٔ اعتماد عمومی و احساس تعلق ملی، همزمان مشروعیت و اقتدار کشور را به مخاطره میاندازد؛ حقیقتی که نشان میدهد هزینه فاصله گرفتن از مردم، فرسایشِ بیبازگشتِ قدرت است.
این اقتدارِ مردمپایه، روحِ حاکم بر تمام ابزارهای دفاعی و اقتصادی است. اگر ایرانِ اسلامی در بزنگاههای پرآشوبِ تاریخ، از سالهای آتش و خونِ دفاع مقدس تا تشییعهای میلیونیِ شهیدان، استوار مانده، به برکتِ همان سرمایه اجتماعیِ عظیمی است که مردم به میدان آوردهاند. در این نگاه، انتخابات نه یک سازوکار اداری برای جابهجاییِ نوبتیِ مدیران، بلکه «ترجمانِ حضورِ ملت در متنِ قدرت» است. تعبیرِ ماندگارِ «رأی مردم، حقالناس است»، صندوق رأی را از یک ابزارِ اجرایی به جایگاه یک «امانت ملی و شرعی» ارتقا داد؛ امانتی که صیانت از آن، تضمینکنندهٔ سلامتِ پیوندِ ملت و دولت است.
اما مفهوم «حقالناس» در منظومه رهبر شهید، فراتر از صندوقهای رأی، به عمقِ زندگی مردم نفوذ میکند. معیشت، سلامت، امنیت اقتصادی و عدالت اجتماعی، همگی مصادیقِ «حقوق عامه»ای هستند که پاسداری از آنها، آزمونِ اصلیِ کارآمدیِ حاکمیت است. نمیتوان مردم را پشتوانه قدرت دانست اما نسبت به کرامت و مطالباتِ روزمره آنان بیتفاوت ماند. اقتدارِ واقعی زمانی جوانه میزند که شهروند، عدالت و امنیت را نه در کلام، که در متنِ زندگیِ خویش لمس کند.
بر همین مبنا، نقد و مطالبهگری، نه یک تهدید، که نشانه زنده بودنِ جامعه است. اصرارِ همیشگیِ ایشان بر تفکیک میان «اعتراض» و «آشوب»، و سنتِ استماعِ نقدهای صریحِ دانشجویی، گواه این مدعاست که صدای مردم باید شنیده شود. رهبر شهید به صراحت، بخشی از نارضایتیها را ناشی از ضعفهای مدیریتی میدانستند و پاسخگویی در برابر افکار عمومی را نه یک تاکتیک، که الزامی حکومتی برمیشمردند.
این اعتماد به «مردم»، در سالهای اخیر به زیباترین شکل در «بیانیه گام دوم» و سپردنِ فرمانِ حرکت به دستِ جوانان تبلور یافت؛ نسلی که نه در حاشیه، که باید در کانونِ تصمیمسازی برای آینده ایران قرار گیرد.
امروز، میراثِ «رهبر شهید» بیش از هر زمانِ دیگری روشن است: مردم، حاشیهٔ قدرت نیستند؛ خودِ متن و بطنِ قدرتاند.
نظام اسلامی، بدونِ مردمِ صاحبخانه، کالبدی بیروح است و مسئولان، مستأجرانِ موقتی هستند که اعتبارشان تنها در گروِ وفاداری به این امانت است. اگر «حقالناس» به فرهنگِ حاکم بر اداره کشور بدل شود، اقتدارِ ملی ایران، تکیهگاهی فراتر از ساختارها خواهد داشت؛ تکیهگاهی به استواریِ اراده ملتی که بزرگترین داراییِ این سرزمین است.
* مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور و راهبر روابط عمومی و امور بینالملل
