بانگ‌خبر، پژوهش‌های علوم سیاسی و مدیریت بحران نشان می‌دهد که نخستین نیاز جوامع در شرایط فشار، **تشخیص درست اولویت‌ها** ست. تجربه‌های تاریخی بارها ثابت کرده‌اند که جامعه‌ای که نتواند تهدیدهای اصلی را از اختلاف‌های فرعی تفکیک کند، انرژی خود را در مسیرهای کم‌اثر یا حتی زیان‌بار مصرف می‌کند. اختلاف نظر بخشی طبیعی از حیات سیاسی است، اما در شرایط بحرانی، نحوه و زمان طرح آن اهمیت حیاتی پیدا می‌کند.

به زبان روشن‌تر، مسئله این نیست که نقد وجود داشته باشد یا نه؛ مسئله این است که آیا نقدها به کاهش خطرات اصلی کمک می‌کنند یا به تشدید شکاف‌هایی می‌انجامند که جامعه در آن لحظه توان تحملشان را ندارد.

دومین معیار، نسبت سیاست با زندگی واقعی مردم است. سیاست اگر نتواند در نهایت به کاهش اضطراب اجتماعی و قابل‌زیست نگه داشتن جامعه کمک کند، از هدف خود فاصله گرفته است. مطالعات سیاست عمومی نشان می‌دهد که در دوره‌های تنش، مهم‌ترین دغدغه شهروندان ثبات روانی، امنیت اجتماعی و پیش‌بینی‌پذیر بودن زندگی روزمره است. هر کنش سیاسی که این مؤلفه‌ها را تضعیف کند، حتی اگر با نیت اصلاح‌طلبانه انجام شود، باید دوباره سنجیده شود.

مسئله بعدی، **پذیرش مسئولیت** است. در زمان بحران، ساده‌ترین راه تحلیل، تقلیل همه چیز به یک عامل واحد است: یا همه چیز به فشارهای خارجی نسبت داده می‌شود یا همه خطاها صرفاً داخلی قلمداد می‌شوند. اما واقعیت پیچیده‌تر از این دوگانه‌های ساده است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بحران‌ها معمولاً حاصل برهم‌کنش فشار بیرونی و تصمیم‌های داخلی‌اند. نادیده گرفتن هر کدام، تحلیل را ناقص و گمراه‌کننده می‌کند. پذیرش سهمی از مسئولیت، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه بلوغ سیاسی است.

در کنار این‌ها، **حفظ پیوندهای اجتماعی** نقشی تعیین‌کننده دارد. جامعه‌شناسان سال‌هاست بر اهمیت سرمایه اجتماعی—یعنی اعتماد، همبستگی و توان گفت‌وگو میان شهروندان—تأکید می‌کنند. در دوره‌های بحران، این سرمایه بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. وقتی فضای عمومی به میدان تخریب متقابل و برچسب‌زنی تبدیل شود، جامعه از درون فرسوده می‌شود و توان مواجهه با فشارهای بیرونی کاهش می‌یابد.

به همین دلیل، نیروهایی که در چنین شرایطی به حفظ گفت‌وگو، خویشتنداری و کاهش تنش کمک می‌کنند، عملاً به ثبات جامعه خدمت می‌کنند؛ حتی اگر مواضعشان پرهیجان و پرسر‌و‌صدا نباشد.

در نهایت، به **شجاعت مدنی** می‌رسیم؛ مفهومی که اغلب در هیاهوی سیاست گم می‌شود. در فضای ملتهب، سکوت یا همراهی با موج غالب کم‌هزینه‌ترین انتخاب است. اما گاهی مسئولیت اجتماعی ایجاب می‌کند که سخنی گفته شود که آرامش را تقویت کند، نه هیجان را؛ عقلانیت را برجسته کند، نه خشم را. تاریخ نشان داده است که عبور موفق از بحران‌ها اغلب نتیجه همین انتخاب‌های کم‌سروصدا اما پرهزینه بوده است.

بحران‌ها دیر یا زود می‌گذرند، اما رفتار نیروهای سیاسی در آن‌ها در حافظه جمعی باقی می‌ماند. جامعه معمولاً به یاد نمی‌آورد چه کسی تندتر سخن گفت یا کدام شعار پررنگ‌تر بود؛ اما به‌خوبی به خاطر می‌سپارد چه کسانی در لحظه‌های سخت، به آرام‌تر و قابل‌مدیریت‌تر شدن اوضاع کمک کردند.

**تاریخ ملت‌ها را بحران‌ها نمی‌سازند؛ واکنش نیروهای سیاسی به بحران‌هاست که سرنوشت ملت‌ها را رقم می‌زند.**

✍️سعید خادمی
مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور و راهبر روابط عمومی و امور بین الملل

By newsadmin

1404/12/28 18:00 18 بازدید

از دست ندید