بانگ‌خبر،  یادداشت اخیر محمدجواد ظریف در نشریه «فارن‌افرز» دقیقاً در چنین تقاطعی منتشر شد؛ در سی‌وپنجمین روز از تنش‌های بی‌سابقه منطقه، جایی که سایه درگیری‌های نظامی میان ایران، با اسرائیل و آمریکا سنگین‌تر از همیشه است. در این فضای غلیظِ امنیتی، انتشار یک متن دیپلماتیک فقط یک کنش آکادمیک نیست؛ تلاشی است برای بازتعریف قواعد بازی در میان هیاهوی روایت‌های جنگی. ظریف در این مقطع، زبان دیپلماسی را نه به‌عنوان جایگزین، بلکه به‌عنوان مکمل موازنه قدرت به میدان آورده است.

او با انتخاب هوشمندانه مخاطب، مستقیماً حلقه تصمیم‌سازان و نخبگان سیاست خارجی در غرب را هدف قرار داده است. چاپ مقاله در یکی از معتبرترین تریبون‌های بین‌المللی، پیامی روشن دارد: ایران، در کنار ابزارهای قدرت سخت، همچنان به لایه‌های پیچیده دیپلماسی و مدیریت ادراک می‌اندیشد. این یعنی درک این واقعیت که پیروزی در میدان بدون تثبیت سیاسی و بدون پیروزی در «روایت»، ابتر است. یادداشت او تلاشی است برای تبدیل دستاوردهای امنیتی به سرمایه سیاسی در میز مذاکرات احتمالی آینده.

با این حال، هر کنش استراتژیک در چنین شرایطی با ملاحظات و چالش‌های خاص خود روبه‌روست. ظریف بر این نکته تأکید دارد که بحران‌های نظامی فضای سیاست را تنگ می‌کنند، اما آن را به بن‌بست نمی‌برند. تجربه بحران‌های بزرگ جهانی نشان داده قدرتمندترین بازیگران، آن‌هایی هستند که کانال‌های دیپلماتیک را حتی در اوج تقابل‌های امنیتی زنده نگه می‌دارند. اما درست در همین نقطه است که چالش زمان‌بندی رخ می‌نماید. یادداشت در لحظه‌ای منتشر شد که افکار عمومی و فضای داخلی، بیشتر درگیر ضرورت بازدارندگی و نمایش اقتدار بود. در چنین اتمسفری، سخن گفتن از دیپلماسی ممکن است در نگاه نخست با حال‌وهوای عمومی جامعه سرِ ناسازگاری بگذارد و در ذهن برخی، نوعی تسلیم را تداعی کند.

این شکاف میان منطق سرد دیپلماسی و هیجان گرم افکار عمومی، یکی از گره‌های پیچیده مدیریت استراتژیک در شرایط بحران است. نخبگان سیاسی در پی گشودن روزنه‌های گفت‌وگو هستند، در حالی که جامعه انتظار تثبیت روایت اقتدار را دارد. از این منظر، زمان‌بندی انتشار این یادداشت می‌تواند محل بحث باشد؛ زیرا هر پیامِ منعطفی در اوج درگیری، پتانسیل آن را دارد که از سوی طرف مقابل به‌عنوان نشانه‌ای از فشار تعبیر شود، هرچند هدف نویسنده، نمایش دست پُر ایران در معادلات باشد.

آنچه ظریف در پی آن است را می‌توان «دیپلماسیِ روایت» نامید؛ تلاشی برای برقراری توازن میان **واقعیت سختِ میدان در منطقه** و **برداشت افکار عمومیِ جهان**. در دوران کنونی، قدرت فقط با سلاح و جنگ تعریف نمی‌شود، بلکه با «معنابخشی به قدرت» است که برتری شکل می‌گیرد. سیاست خارجی امروز، میدان رقابت برای تعریف معنای پیروزی و شکست است. یادداشت ظریف ـ صرف‌نظر از نقدهایی که به زمان‌بندی آن وارد است ـ یادآور می‌شود که هیچ بحران امنیتی تنها در میدان نظامی حل‌وفصل نمی‌شود. بحران‌ها سرانجام به میز سیاست بازمی‌گردند، و آن‌جا برنده واقعی کسی است که نه فقط توازن قوا، بلکه توانایی شکل دادن به **روایتِ آینده** را در اختیار داشته باشد.

یاد داشت از: سعید خادمی
دانش‌آموخته مدیریت استراتژیک
مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور

از دست ندید