بانگ خبر، روزنوشت/ تاریخ جنگهای جهان همواره با روایتهایی از ویرانی و در عین حال حماسههای انسانی پیوند خورده است. در تمامی این نبردها، از میدانهای جنگزده جنگ جهانی دوم گرفته تا بحرانهای انسانی سال ها اخیر، این سپیدپوشان عرصه سلامت بودهاند که بیاعتنا به غرش توپ و تفنگ، به میدان آمدهاند تا مرهمی بر زخمهای بشریت باشند. در این میان، “جنگ ۳۹ روزه” ، برگ زرین دیگری بر کتاب فداکاریهای جامعه پزشکی ایران افزود. این جنگ که در پی حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای ایران آغاز و ۳۹ روز به طول انجامید، چهرهای نوین از مقاومت پزشکی را به نمایش گذاشت که در آن، شفا و درمان به سلاحی در برابر تخریب سازمانیافته بدل شد.
بر اساس گزارشهای رسمی که پس از خاموشی آتش جنگ منتشر شد، حجم تخریب زیرساختهای غیرنظامی در این نبرد هولناک بود. در این میان، نظام سلامت ایران هدفی مستقیم و بیوقفه بود و ۳۳۹ مرکز درمانی شامل بیمارستانها، داروخانهها، آزمایشگاهها و ایستگاههای اورژانس دچار آسیب جدی شدند . آنچه این آمار را به روایتی از ایثار بدل میکند، نه حجم خرابیها، که عملکرد کادر درمان در دل این بحران است. در شرایطی که ۵۵ مرکز اورژانس تخریب شده بودند ، پزشکان و امدادگران با بیاعتنایی به خطر، در خیابانهای ناامن و بیمارستانهای لرزان به مداوای مجروحان پرداختند و تعدادی از کارکنان حوزه سلامت نیز در همین راه جان خود را از دست دادند .
در جنگ ۳۹ روزه، جامعه پزشکی ایران نشان دادند که میتوانند بر ویرانی ناشی از بمبارانهای سنگین، بحران کمبود تجهیزات و شوک روانی ناشی از هدفقرارگرفتن همکارانشان غلبه کرده و نظام سلامت را سرپا نگه دارند.
اینجاست که رسالت رسانهها به مثابه وجدان بیدار جامعه معنا مییابد. در عصر بمباران اطلاعاتی، روایتسازیهای سیاسی نباید باعث شود فداکاریهای اصیل به فراموشی سپرده شوند. رسانهها موظفاند فراتر از اعداد و ارقام، “انسان” را به تصویر بکشند؛ پرستار یا پزشکی که با وجود ویرانی منزل شخصیاش، همچنان بر بالین مجروحان ایستاده است. انعکاس این رشادتها صرفاً یک ادای دین نیست، بلکه پاسداشت حرمت انسانهایی است که جدا از هر گرایش سیاسی، انسانیت و وطنپرستی را معنایی دوباره بخشیدند. رسانهها باید صدای بیصدای تاریخ باشند تا جهانیان بدانند که حتی در تاریکترین شبهای جنگ نیز، چراغ جامعه پزشکی ایران خاموش نشد.
