بانگ خبر، به نقل از وبدا، در گوشهای از این خاکِ خسته، در شهرِ میناب، امروز، از عطرِ شکوفهها خبری نیست. امروز، باغِ مدرسه “شجرهطیبه”، به جایِ گُلهایِ سرخابی، میزبانِ غمِ پرپر شدگان است. دخترانی که قرار بود امروز، با دستانِ پدر و مادر، هدیهای از جنسِ عشق دریافت کنند، امروز، در سکوتِ سردِ خاک، آرمیدهاند. موشکهایی که سینهیِ آسمان را شکافتند، نه تنها جسمِ نازنینِ این فرشتگانِ کوچک را، که قلبِ صبورِ پدران و مادرانشان را نیز، به قطعاتِ ناقابلِ اندوه شکستند.
آن پدر، که دستانش هنوز گرمایِ نوازشِ دخترش را به یاد دارد، امروز، در سکوتی تلخ، بر مزارِ او خیره مانده است. آن مادر، که هنوز طنینِ خندههایِ دخترش در گوشِ جانش میپیچد، امروز، در حسرتِ آغوشی گرم، اشک میریزد. امروز، روزِ دختر است، اما برایِ آنان که تنها یادِ دخترشان، چونانِ خاری در دل، آشیان کرده است.
چه انتظاری از آنان که جانِ شیرینِ عزیزترینِ زندگیشان، زیرِ سنگینیِ ستم، پرپر شد؟ چگونه میتوان از شادیِ این روز گفت، وقتی که جایِ خالیِ دخترشان، چونانِ حفرهای عمیق، روحشان را خراش میدهد؟ گلدانِ خانهشان، که روزی پر از عطرِ حضورِ دخترشان بود، امروز، غرقِ سکوت و سیاهی شده است.
این یادداشت، نه برایِ تبریک، که برایِ همدردی است. برایِ اشک ریختن در غمِ پروانههایی که بالهایشان سوخت و نتوانستند پرواز کنند. برایِ فریاد زدنِ سکوتِ تلخِ آنان که صدایشان خاموش شد. ای دخترانِ پرپر شدهیِ میناب، ای لالههایِ خونینِ دشتِ اندوه، در روزِ دختر، تمامِ ایران، در غمِ شما شریک است.
خداوند، به پدران و مادرانِ داغدارتان، صبری به وسعتِ آسمان عطا کند. باشد که یادِ شما، چونانِ نوری در دلِ تاریکی، برایِ همیشه در خاطرِ ما بماند و قصهیِ غمانگیزِ شما، تلنگری باشد برایِ ساختنِ جهانی امنتر، برایِ تمامِ دخترانِ این سرزمین.
باشد که دیگر هیچ پدر و مادری، طعمِ تلخِ حسرتِ روزِ دختر را نچشد. باشد که تمامِ گلدانهایِ خانهها، لبریز از عطرِ شکوفههایِ شادابِ دخترانِ ایرانزمین گردد.
محمدامین عالیپور کارشناس رسانه و سلامت
